هیچ اتفاقی نیوفتاده است بله...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های کوثر نجفی(سالومه)
- هیچ اتفاقی نیوفتاده است بله...
-سالومه
1405/2/17
بداهه 🙂🫶🏻
هیچ اتفاقی نیوفتاده است؟ بله میدانم
بی دلیل با نام او، دیدگانم تار و بی نور
میشوند؛ و من همیشه متهم ردیف اولم.
متهم بر آن که مگر حسین که بود!
او مگر پسر شهنشاه افلاکی نبود؟ پس
چرا نیزه بر سرش فرو رفت؟! مگر حسن
امت پیامبر نبود؟ پس چرا همسرش به
اون خیانت کرد؟
آری.. آنها درست میگویند..اما شاید هرگز
در خوفِ میانِ ظلماتِ دشمن، گیر نیافتاده اند. شاید هرگز ندانند تک و تنها در قعر گودال سر بریده شدن یعنی چه!
که اگر میدانستند این چنین با وقاحت نام
حسین را بر زبان نحسشان نمی آوردند.
آری... آن ها درست میگویند..اما شاید
هرگز حجاب از چشمانشان کنار نرود تا
ببیند لشگر جنّیان چگونه قد علم کردند
رو به سپاه دشمن و با حسین از یاری
سخن گفتند ولیکن حسینِ من... حسین
من، خود، یاری داشت!
حسینِ من در ره عشق در گودال مظلومانه
با قلبی پر از رنج اما روحی استوار به
شهادت رسید.
از تمامگودال های جهان بیزارم..
نه از آنکه تنِ بی جان حسین را درشان
تجسم میکنم، نه!
بلکه گودال مرا به یاد عشقی در دل او
میاندازد که از درک اون عاجزم...
کدام یک مقام عاشقی را به گردن خواهیم
گرفت؟! من یا شما؟
کدام یک خواهیم پذیرفت فرزند شش ماههاش خنجر در گلو، آسمان برایش
خون گریه کند یا که دختر سه ساله اش
در میان خار ها زار زند و عمو فاضل را
سر دهد... کدام یک حاضریم؟
اینجماعت اگر معنای عشق را میفهمیدند
هرگز نمیپرسیدند: پس خدای حسین کجا
بود؟!
ای غافلان! میان این و آن رازی نهفته
بود.!
رازی که عقل مشرکان و جاهلان هرگز
به درک او قادر نخواهد بود.
ای کسانی که حسن را بی حرم میخوانید!
حرم را در چشمان زینب ببین.. در چشمان
بانویی ببین که زجر دلش را هیچ تاری
به نوا نمیتواند در آورد. خونِ دلش را هیچ
قلمی نمیتواند بنویسد..
شما از عشق چه میدانید؟!