بعضی آدم ها فقط یک بار...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

بعضی آدم‌ها
فقط یک‌بار نمی‌میرند…
گاهی
در یک لحظه
تمامِ زندگی‌شان
جلوی چشمشان دفن می‌شود و از آن به بعد هر لحظه هر ثانیه هزاران بار می میرند و زنده می شوند.
می‌گفت رفته بود خرید؛
یک بیرون رفتنِ ساده،
در یک روزِ معمولی…
و وقتی برگشت
دیگر
هیچ چیز
معمولی نبوده.
ساختمانِ کناری را که زدند،
انفجار
رحمش نیامد؛
و ساختمانِ این‌ها هم
با تمامِ خاطراتش
فرو ریخت.
یک ساختمان بود
پر از خانواده؛
خاله،
دایی،
عمو،
بچه‌هایی که صدایشان
در راه‌پله‌ها می‌پیچید،
خانواده های که تصمیم گرفته بود در یک ساختمان در کنار هم زندگی کنند
و حالا
از آن همه آدم
فقط
یک نفر مانده بود؛
فرزندی
که از خرید برگشت
و دید
دیگر
هیچ‌کس
منتظرِ باز شدنِ در نیست.
نه مادرش ،
نه پدرش ،
نه خواهر…
می‌گویند فقط یک نفر زنده ماند…
اما حقیقت این است
آن دختر
همان روز
بعد از آنکه همه عزیزانش رفتند
مُرد.
فقط قلبش
ادامه داد؛
فقط نفس‌هایش
از زیرِ خاک بیرون ماند.
وگرنه
آدمی که برگردد
و ببیند
تمامِ جهانش
در چند ثانیه
به تلی از خاک تبدیل شده،
دیگر
واقعاً زنده نیست…
چطور می‌شود
بعد از آن
هنوز مثل قبل خندید؟
چطور می‌شود
شب خوابید
وقتی تمامِ صداهایی که دوست داشتی
یک‌جا خاموش شده‌اند؟
روایت جنگ رمضان

عطیه چک نژادیان
ZibaMatn.IR
عطیه چک نژادیان
ارسال شده توسط
ارسال متن