نوای نینوا دوباره داغ تو در...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن شعر مذهبی
- نوای نینوا دوباره داغ تو در...
"نوای نینوا"
دوباره داغِ تو در جانِ روزگار افتاد
صدای گریه ز آیینههای تار افتاد
غروب بود و بیابان و خیمههای عطش
نگاهِ تشنه به یک موجِ بیقرار افتاد
فرات، رودِ بزرگی کنارِ دشتِ عطش
ولی به خیمه فقط داغِ انتظار افتاد
حسین بود و تنِ خستهاش میانِ غبار
حسین بود و جهانی که در حصار افتاد
هزار تیغ کشیدند بر گلوی شرف
ولی شکست به شمشیرِ نابکار افتاد
سری که بر سرِ نیزه بلند شد آن روز
صدای ِ حق شد وُ در گوشِ روزِگار افتاد
عباس رفت که آبی به خیمهها برسد
فرات ماند و دلش رفت و در پیِ سوار افتاد
صدای ضجهٔ اصغر هنوز میآید
که تیر بر گلوی کوچکِ بهار افتاد
و زینب از دلِ آتش گذشت و قامت کرد
اگرچه کوه ز داغش به انکسار افتاد
گمان مبر که حسین از میانِ ما رفتهست
حسین در دلِ هر مردِ استوار افتاد
محرم است و دلِ خاکیان سیهپوش است
که داغِ کربُبَلا بر دلِ هزار افتاد
سلام بر تو، سلام ای امامِ روشنِ عشق
که نامِ پاکِ تو در قلبِ روزگار افتاد