بعضی رنج ها وطن دارند در...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن برشی از کتاب
- بعضی رنج ها وطن دارند در...
بعضی رنجها، وطن دارند.
در خاکی متولد میشوند، در کوچههای معینی راه میروند، به زبان خاصی گریه میکنند و نام شهرها را مثل زخم، با خود حمل میکنند. اما بعضی دردها، مرز نمیشناسند؛ از سیمهای خاردار عبور میکنند، از ایستگاههای مرزی میگذرند، در چمدانهای کهنه جا میشوند و خود را به قلب آدمهایی میرسانند که هرگز جنگ را ندیدهاند، اما بوی سوختنِ امید را میفهمند.
جهان، سالهاست به صدای افتادن انسان عادت کرده است.
هر روز، جایی خانهای فرو میریزد، مادری چشمبهراه میماند، کودکی زودتر از سنش بزرگ میشود، و دختری، رؤیای کوچکش را پیش از آنکه زندگی کند، دفن میکند. خبرها میآیند و میروند؛ اعداد بزرگتر میشوند، قبرها بیشتر، و آدمها آرامآرام یاد میگیرند چگونه از کنار اندوه عبور کنند، بیآنکه مکثی کنند. انگار فاجعه، وقتی بیش از اندازه تکرار شود، بخشی از طبیعت جهان میشود؛ مثل باران، مثل زمستان، مثل تاریکی.
اما حقیقت این است که هیچ انسانی نباید به رنج عادت کند.هیچ دختری نباید ترس را زودتر از الفبا یاد بگیرد.
هیچ کودکی نباید میان صدای انفجار، مفهوم خانه را گم کند.