اندوه همین گره کور در گلو...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

اندوه،
همین گرهِ کورِ در گلو مانده است
که از هر سو«درد»است به گواه واژه
بودش آوارِ بی‌صدایِ استخوانی است
که زیرِ گام‌هایِ سنگینِ انزوا خورد میشود
وارانگی اش پنجره‌ای است رو به دیواری
که پیش از تو از میانش برداشته‌اند.
و چون نیت التیام‌اش میکنی
باز همان «دری» است که معنی در بودن نمیداند
تا تو در حصارِ خویش معنایِ آزادی را
در پوستِ نازکِ زخم هایت جست‌وجو کنی.
چه از پس، چه از پیش، خونابه روان است
از این واژه‌یِ واژگونه
که در هر رسیدنش سنگینیِ خویش را بر شانه‌یِ آدمی
حک می‌کند.

پویا شارقی بروجنی
ZibaMatn.IR
شازده کوچولو
ارسال شده توسط
ارسال متن