دیگر منتظرت نبودم تو مدت ها...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های یاسمن معین فر
- دیگر منتظرت نبودم تو مدت ها...
دیگر منتظرت نبودم؛
تو مدتها بود که رفته بودی،
اما انگار تکهای از ذهنم هنوز میان خاطراتت جا مانده بود؛
همان تکهای که بعضی روزها، بیهوا دلتنگت میشد.
گاهی به گذشته برمیگشتم،
به روزهایی که دوستت داشتم،
و با خودم فکر میکردم چطور ممکن است کسی که روزی اینهمه برایم عزیز بود،
امروز اینقدر غریبه باشد؟
اما چه فایده...
تو دیگر آن آدمی نبودی که من روزی دوستش داشتم،
و شاید من هم دیگر همان آدمی نبودم که روزی تو را میخواست.
آمدنت، با تمام زیباییهایش،
ردی از درد روی زندگیام گذاشت؛
اما با این حال،
ممنونم که آمدی.
ممنونم که بودی،
که دوستت داشتم،
که رفتی،
و مهمتر از همه،
ممنونم که رفتنت به من یاد داد
بعضی آدمها قرار نیست تا آخر بمانند؛
گاهی فقط میآیند
تا بخشی از قلبمان را با خودشان ببرند
و بخشی از ما را برای همیشه تغییر دهند.
و حالا...
دیگر منتظرت نیستم.
فقط گاهی،
دلم برای آدمی تنگ میشود
که فکر میکردم تویی(: