در مردمک چشمانت هر روز ردی...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

در مردمک چشمانت
هر روز ردّی از من کم می شود؛

دست هایم
دیگر توان رسیدن به جهان مرموزت را ندارند؛
فقط گاهی
به سوی تو بلند می شوند
مثل شاخه‌ای نیمه خشک
که هنوز باران را
از حافظه‌اش می‌طلبد.

اشتهای زیستن ندارم، اما
قرص ها ، نان شب های من اند؛
تلخ می بلعمشان
تا پیوندم با طلوعی دیگر ، پس نزند.

اما اگر فردا مرا با نگاهت صدا زدی
و پاسخی نشنیدی،
بدان؛
«هنوز یک بوسه به پیشانی زندگی بدهکارم.»

بهزاد غدیری شاعر و نویسنده
ZibaMatn.IR
ارسال متن