گمان می کردم فراموشت کرده ام...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

گمان می‌کردم فراموشت کرده‌ام؛
گمان می‌کردم زمان، نامت را از حافظه‌ی قلبم پاک کرده است.

اما نمی‌دانم چرا بعضی شب‌ها،
در آن لحظه‌ی کوتاه میان بیداری و خواب،
چشمانت تنها تصویری‌ست که
آرام و بی‌اجازه از تمام خاطراتم عبور می‌کند.

به‌راستی که عاشقی، دردِ عجیبی‌ست؛
دردی که نه می‌توان انکارش کرد
و نه راهی برای رهاییِ کامل از آن یافت.

چگونه می‌توانم تو را
برای همیشه به خاکستریِ زیبایی در گذشته‌ام بدل کنم،
وقتی هنوز،
در گوشه‌ای از قلبم،
زنده‌ای
و هر شب،
بی‌آنکه بدانم چرا،
دوباره زندگی‌ات را از نو آغاز می‌کنی؟

یاسمن معین فر
ZibaMatn.IR
یاسمن معین فر
ارسال شده توسط
ارسال متن