چه بدانم آخر یک روز می...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های کوثر نجفی
- چه بدانم آخر یک روز می...
چه بدانم آخر...
یک روز میگویند عاشق ایم
روز دیگر فارغ اند.
امروز دوستت دارند و روز
دیگر "سرم شلوغ است برایت
وقت ندارم"
وقتی میگویی که تو عاشق نیستی!
وابسته ای
چنان رنگ سرخ به چهره میگیرند
گویی تمامِ بی معرفتی هارا به آن ها
نسبت داده ای.
کجا شنیده بودم؟! یادم نیست
اما کسی میگفت نه زلیخا عاشق
بود و نه یعقوب..
زلیخا تاوانِ شهوت پرستی را داد
و یعقوب تاوانِ وابستگیِ بی حد را..
گفتم پس عاشق واقعی که بود؟
پاسخ داد که "یوسف".
البته این نظر من هم است.
یوسف را عاشق دیده ام.
حوصلهی شبیخون دیدن از
سوی طرفداران زلیخا و یعقوب
را ندارم.
آری!
این ها عشق های باطل اند.
عشق مگر چنین است که شب را بی
یار سحر کنی؟!
یار که حضورش نباشد، روح تو به
سراغش میرود
ولی حالا چه میشنویم؟ امان از این
دل های پیروِ "عشق های باطل".