100 متن کوتاه زینب امیری ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره زینب امیری
100 متن کوتاه زینب امیری ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن زینب امیری برای اینستاگرام و بیو واتساپ
امشب حواسم پرت شد...
سمت همون خونه جفتیمون که بارها
آرزو کردم صاحب نفس های همسایه
دیوار به دیوارمون تو باشی:))🤍
نسل آدم های مورد اعتماد و درست منقرض نشده،ما چسبیدیم به آدم های اشتباه.
من اونقدر دوست دارم
که هر وقت داشتی از چشمام
سقوط میکردی
قلبم رو پنجه هاش ایستاد
و قبل از افتادنت بغلت کرد
برای همینه که تو
گوشه نشین
قلبم شدی
قسم به صدای نفس های خاموش
میان
برگ های سبز
لا به لای همین
آینه های به بهار نشسته
زندگی از نو شروع میشود
نگران زرد رنگی های نیامده
نباش
لبخند زدی
و بهار از کوچه های قمصر کاشان
با عطر بهار نارنج های شیراز
به وقت اردیبهشت
دوباره تحویل شد 🌱🤍
زینب امیری
لم اراک ووقعت فی حبک
لا اعرف کیف اشعر حالما اراک
عندما اکون هذه الایام
اصاب بالجنون واموت.
زینب امیری
جرم کرده ام
و به سوی مرزهای تو
تبعید شده ام
دیارم چشمانت
و تنت وطنم میشود
گاهی برای تمام چیزها دیر میشود
کسی نمیداند کدام عابر
پشت باجه تلفن جا ماند
و کسی دیگر نفس نمی کشید که
جواب تلفن را بدهد
و باران همچنان و همچنان
بارید
تو جهان مخفی منحنی لبات
کلی توت فرنگی به چشم میاد
که با نور ماه شب چهارده چشمات
هارمونی قشنگی
ساخته شده
مرکز۱۱۵سیوت کردم؛
چون هر وقت ناراحتم،
هر لحظه که اوضاع جسمی و روحی
مناسبی ندارم،
حالم اورژانسیه،
با کنار من بودنت
خیلی خوب مداوا میشم!!..
اصلا تو،
فوریت های پزشکی منی.
ساده بگویم:
«گاه تمام توان تنم برای این حجم از
درد،در مقابل صبر من زانو میزند»
وإذا سألوک من أنا ، قل نفس
الشخص الذی رأى الله فی عینی و اسلم
«و اگر از تو بپرسند من کیستم؟
بگو همان شخصی که خدا را در
چشم من دید و مسلمان شد»..♥️
لبخند زدی
و بهار از کوچه های قمصر کاشان
با عطر بهار نارنج های شیراز
به وقت اردیبهشت
دوباره تحویل شد.
برای کسی چشمای قشنگت
را بارونی کن
که تو سی سالگیت
برای خنده هایی که
برای تو ساخت
احساس خوشبختی کنی
نه اینکه بابت اون روزها
آه پشیمونی بکشی
«حاولت أن أشفی جروحه بدلاً من الحب،
لکنه لم یرد أن یعالج»
من به جای عشق سعی کردم بر
زخم هایش مرهم بگذارم، اما او
نمی خواست مداوا شود.
آدم عاشق
برگر های کوچولو با
گوشت سی درصد
تو خیابون های خزانه را
به استیک های هفتصدتومنی
اندرزگو هم ترجیح میده
مهم دلش با کی و کجا باشه:)
اخم که میکنی
تداعی میشود برایم
قهوه قجری
همانقدر تلخ میشوی
و به همان اندازه خواستنی!!!
آری
پینه میان ابروانت دلبرانه
اهل قاجار من است
بزار هر کی خواست بره
وجودت لیاقت آدمی را داره که
خودش به کنار تو بودن اصرار کنه.