متن اشعار شهرام کاظمی مرادی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اشعار شهرام کاظمی مرادی
شهرام کاظمی مرادی
این احساس
از سکوت برمی خیزد شکوه صدا
از کلام. می جوشد تجلی معنا
خالق هزار ترانه برنا
بماند به یادها دل ها یادگار
شهرام کاظمی مرادی
«آفریندهی سکوت و معنا»
سخن از سکوت میکشد، صدا رُشدِ معناست
من خالق نغمههایم، به تو هدایۀ نوای فردا
به تصویر میکشم عشق را با هر ساز و آوا
تا در دل هر شنونده، زنده شود این احساس
شهرام کاظمی مرادی
کسی که از عشق و رقص و شور بیخبر است دلش ز طوفان عشق بیقرار و تر است
هر نغمهی ترانه شاد صدای خوش و هر نفس پر هیجان، طبیبِ این دلِ خسته است ورزش و شادی، درمانی ناب و زر است
شهرام کاظمی مرادی خالق
به نامآفریدگار به مهر اندیشه
گشایش گره از کار برهان پی خود بیندیش
به نام خرد، سرآغاز هر نیکی
چو جان دهد از تو،از او چه بینی بنگر
شهرام کاظمی مرادی
آوایِ صدای جانت
صداهای آفریدی
را که نشنیدند،
رها کن و بگذر؛
مگذار لرزه بر
آهنگِ دلت، از
بیشنوایان افتد.
و صدا،سرآغازِ
امید و رقصِ
وعاشقبازان است؛
بمان در پناهِ دلِ آگاه،
که او تنها شنوندهیِ ترانههاست
کسی که قدر صدایت را نشناخت کسی که نشنید صدایی ز جان و دل آفریدی آوای جان که از عمق دل تو برآمد، به گوش هیچ کس نرسید. رهایش کن ؛ بگذر
کهآهنگ خوش دل را میلرزانند
که صداها سَر سرای امید.
به رقصِ عاشقها درآمدید
من خواهان دارم دل...
سایهبانِ قصهها، خود قصهیِ درد است این سخاوتِ پنهان، چه آتشافروزی؟
رگههایِ طلاییِ بخشش، به زنگارِ ریا این عطایِ بیحساب، چه رنجافزایی؟
تا بلند شدم
وقتی افتادم، زمین گفت:
«بلند شو، راهه هنوز»
گفتمش: «خستهم از این همه چرخیدنِ روز»
اما تو هر تاریکی، یه نور پنهون بود که به من فهموند:
«زندگی هنوز روبهرومه، نه پشت سرم»
هر کسی پشتش یک بال دارد
هم مشتش شعلهای از امید
میرود جلو، با قلبی پر از عشق
و تلاش بیشتری میطلبد، تا برنده شود
رویش پُر آزمونیم
نقش جان است
عشق اثرت بود
ما همه قابیم
عکس های جدیدت بود
مادیّت، آراستنِ جان شود، به رنگِ انسانیت
نه آنکه آدمی، اسیرِ دارایی و فریبِ زینت
اجازه نمیدادی، پرواز کنم در آسمان
تو که بزرگ نکردی، دیوانگیت آشکار است
چشم از من میدزدد، این حسادتِ بیبهار است
زلف گیتار نرمم چنگ زنان
زدم تار به عشق خود ماه رویان
دیدم ز ه خود
گشتم یزدان من
نقشِ جان، صیقل
پِرس درازنای من
قصهای، نو بود از کهن
این بود سنگ کهربایی من
ما همه قابیم
با عکسهای جدید
از روزگار خالق هزار ترانه میسازم
کائنات که از
دور. نزدیک عشق،
با هر صدایی ،
در هر نما
من راوی فردا،
کارگردان آوا،
گیتار نوازم
آوازه خوان متعادل
با سنجشی در دل، بی ادعا