ماه پتوی سیاه شب را به سر کشید تا پنهان شود فهمید... دلتنگ تو ام...
درختِ عشق در جانم؛ شکوفه_باران شده است ! بهار تویی ...♥️ آمدنِ فصل ها بهانه بود !
عطرَت را با گُلها پیوند زده ام تا همه جا پُر شوَد از بویِ خوشِ بودَنَت...
تو را به هیچ اتفاق بهتری نخواهم داد...
گُل آفتابگردان دلبری میکند با خورشید مثلِ من با تو
پاییز درِ خانه یِ دل را خواهد زد... روزهایِ دلتنگی ما نزدیک است !
در خیالَم نفَسهایَت را در آغوش میکِشَم به وقتِ دلتنگی...
لبخندت مرا جان میدهد... تصمیم؛ با تو
بیچاره آفتابگردان تا غروب هرچه خود نمایی کرد عشقش را ندید!...
دیدن چشمانٺ دُردانه ٺرین شعر ڪوٺاه من اسٺ ..️