متن احمد نجاتی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات احمد نجاتی
آوای نی لبک ها
از بندر نمی آید
کاش آدم ها
آدم تر بودند
سرزمین غمگین ام !
جنوب ِ تنهایت را
چگونه باز شناسم ؟
https://t.me/ahmadnejatipoet
پس از تو خاطره عاشقانه تعطیل است
پس از تو کافه و شعر و ترانه تعطیل است
به آفتاب بگویید که نور لازم نیست
به ماه نیز بگویید شبانه تعطیل است
کتاب های مرا یک شبه حراج کنید
نشست های شب دوستانه تعطیل است
هر آن چه دفتر شعر است...
هر شب
به ماه
نگاه می کنم
و تو
هر روز
زیباتر می شوی
لبخندت
قدیمیترین شکل رویاست
قاطع و خلل ناپذیر
در ناگزیرِ شب
چشمهایت
آفتابِ بیادامه را تا سپیده می رساند
و صبح
بیداریِ پساز فروپاشیست
که با تو
آغاز گشته است
لبخندت را
در شعرهایم ذخیره کرده ام
برای آزادی
برای رهایی ...
تو
آشکارترین راز ِ شعرهای منی
هر چه پوشیده ترت میکنم
عریان تر می شوی
صدای باد را می شنوی ؟
موسیقی دلنواز باران را
سرود رود را
پرواز دور ِ درناها را در بی کرانه آسمان
شکوه ِخاموش ِ کوه ها را
و آرامش ِ دریا را
هنگامی که من با تو سخن می گویم .
رویاها را به خاطر بسپار
شعر ها را...