زندگی من با طلوع خورشید چشمهای زیبای تو آغاز شد تولدت مبارک، چشمهای مهربان و زیبایت به دور ازچشم بد
شطرنج شکنجه ای ذهنی است.
با اشتیاق زندگی کن!
کاش خدا حک بکند مهر مرا در دل تو...
بوس از تو و جان از من بازار چنین خوشتر؟!
باز سنجاقک عاشق/ لقمه ی باز شد/لیسار در مِه جنگل
به رنگ رویاهایت گوش بده.
تولدت مبارک بهانه ی خوشبختی من
جان گفتن های تو ... تمدید نفس های من است عشقم
رقابت، گناه است.
گیرِ تو بود دلم ، نَخ کِشش کردی فقط
سفر تو کردی و من در جهان غریب شدم
جوانی، سن و سال ندارد.
لبخند بزن جانا لبخند تو یعنی عشق
خیلی چیزا بود که بگم دردامو ریختم تو خودم...
هر چی نگات میکنم خسته نمیشم
باتُو حال خوشم پایان ندارہ
قلب همیشه بی تجربه است.
انتخاب اول و آخر قلبم تویی
دوستت دارم فراتر از هر گمانی
بعد از تو... دست و دلم به عشق نمی رود...
همیشه بخند ... خنده هات دنیارو قشنگ میکنه
وهمانا چشمانت زندگی را از یادم برد
تا موقع مرگ، همه اش زندگی است.