متن المیرا پناهی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات المیرا پناهی
دل شکسته در خود می گرید.
صورتش را می تواند از اشک هایش پاک کند..
اما نگاهش تو را می سوزاند
روزگار است دگر
چه می توان کرد..
زر و زیور رفتنیست ..
آنچه می ماند اعمال توست…
به چه قیمت…
کاش انسان ها را بدون نقاب می دیدم نمیدانم دنیا رنگ سفیدی می گرفت یا سیاهی…
المیرا پناهی درین کبود
زندگی همچون یک خواب طولانیست ..
تا بیایی تعبیر کنی هم اغوش خاک می شوی..
فرصت خیلی محدود است✍🏻
هیچ کس ندید هیچ کس نفهمید ..
آیا خدا هم ندید و نفهمید..
خاطرش در خاطرم ،خاطره هااا میسازد..
امان از این خاااطره ..
فاصله ها حریف خاطره هااا نمیشوند..
المیراپناهی-درین کبود
مرا با خیال تو عمریست زندگانی..
المیراپناهی-درین کبود
جنس عشق باید از سنگ باشد نه شیشه
شیشه با هر سنگی میشکند..
سنگ شکستن بحثش جداااست..
المیراپناهی -درین کبود
احوال دلم میبارد بی تو..
از غم نبودنت دریاااها باریده ام…
المیراپناهی-درین کبود
نویسنده
صبح امد و چشمانت غزل ها سرود…
المیراپناهی -درین کبود
نویسنده
اغوشت خانه ی من است ..
محکم در اغوش بگیر ..
مرا بی خانه نکن …
المیراپناهی -درین کبود
نویسنده
هیچ حلقه ای ب زیبایی حلقه ای نیست
ک
دستانت دور کمرم حلقه میکند …
جااااناان
المیراپناهی-درین کبود
نویسنده-روانشناس
موج نیم نگاهت گرمایی دارد
ک مرا تب دارد میکند…
المیراپناهی -درین کبود
نویسنده-روانشناس
نیم نگاهت موجیست ..
که
در دل دریایی ام
طوفاااان ها ب پا میکند..
المیراپناهی-درین کبود
نویسنده-روانشناس
احوال دلم میبارد بی تو….
از غم نبودنت دریاهاااا
باریده ام …
-المیراپناهی درین کبود
نویسنده-روانشناس