متن شاه بیت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شاه بیت
مدتیهستکهدرگیرسوالیشدهام
تو چه داری که مناینگونههواییشدهام
من دربه درِ نازِ دو چشمانِ سیاهت
جانم به فدای تو و آن طرزِ نگاهت
ای بیخبر از من تو کجایی که ببینی
من تا به سحر نشسته ام چشم براهت
.
عشق از دلِ کوچکِ دفترم
یکباره بلند شد
و آرام گفت:
اجازه هست
دوستت داشته باشم؟
به اولین سلام
بیتِ من رسید؛
نگاهی خستهتر از شعرم و
روی میزِ مدرسه نشست.
ماه روی شانههای خیابان نشست و به تو فکر کرد
در باغِ خیال من درختان با صدای تو شکوفه دادند
باد از میان موهای جهان گذشت و عطر تو را آورد
عشق آمد و دریا در رگ رویا بیدار شد
نام تو مثل پرندهای از پنجرهٔ روحم پر کشید
امشب در آینهی زیبای نگاهت گم شدم
ستارهها زیر قدمهای خیال تو لرزیدند
زمان در میان دستان گرم تو آرام گرفت
تمامِ پلهای جهان به سمت لبخندت کشیده شدند
قلبم میان کهکشانِ نفسهایت آتش گرفت
دلم هنوز در جستجوی ردّ قدمهای تو سرگردان است
برگرد که بیتو حتی رویاها راه خانه را گم میکنند
روز مرگی هایم را درون کیسه ی سیاه ریختم مبادا باد غم هایم را برایت،تعریف کند،
در چشمانت اقیانوسِ وارونه ایِ
از ستارهها جوشید
قلبم پروانهای از جنسِ ابر شد
و در آتشِ بوسهات ذوب گردید
زمان چون شمعِ نرمِ شد،
و عشق تو را بر ساحلِ
رویاهایم ریخت
الهی دریاب
الهی، ای ز ذاتِ پاکِ تو آیینِ جان روشن
ز نورِ کبریایت گشته شامِ انس و جان روشن
تو آن سلطانِ بیهمتایِ مُلکِ «کُن فکان» هستی
که از حکمِ تو شد هفت آسمان و خاکدان روشن
اگر گمکردهراهی در بیابانِ تحیّرها
ز لطفِ رهنمایِ تو شود راه بی...
تو را در استکانِ ماه ریختم،
شب از لبت چکید و سحر مست شد،
ستارهها به روسریِ تو سنجاق شدند
و آسمان، نامت را آهسته گریست
دوست داشتنت دریاست
گاه آرام و پُر از سکوت
گاه طوفانی و پُر از هراس
من سالهاست
دل به دریا زدم
دوست پنجرهایست در شبِ بارانی
که از آن، دل به روشنایی می رسد
شاه بیت
ماندم و دیوانِ شعرم لبریز از اندوهِ قلم
شعر هم بی نامِ تو میلِ تراویدن نداشت
فرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست؟!
جنس پاخورده ی بازار خریدی، بـــــــه درک
غم آمد و چنگ زد به چشمان نَم زده ام
باران آمد و شُست این دل غم زده ام
این دل وا مانده یارای زندگی نداشت
تو جان دادی به قد و قامت خَم زده ام
تو آمدی و رساندی به ساحل آرامش
دل بیقرارِ همچو کَشتی جنگ زده ام...
چقدر سخت است
از برای تو شعر نوشتن
وقتی خودت
شاه بیت تمام غزل هایی...
╭────❀⊱⊰❀────╮
در خلوت شعرم، تو شدی بیت نخستین
هر واژه به عشق تو زبان باز گرفتند
╰────❀⊱⊰❀────╯
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
شاه بیتِ شعرِ رویای نفس، فرزند هست
شادمهرِ شورِ دریای نفس، فرزند هست
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
گر به کوهی گذرت خورد به فرهاد بگو
شوقِ شیرینِ تو در شورِ ادیبانه ماست