متن انتقاد اجتماعی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات انتقاد اجتماعی
پاییزی با دزدیدن گوشی شروع شد،
باز هم دلم برای دلقک و نان تنگ شد،
دلقک وزیر شد، نانمان گران شد،
هرچه پرسیدیم، جوابش «قرار است» شد!
گفتند دلار رام میشود، رام نشد،
گفتند طرح نو میرسد، هیچ تمام نشد،
هرکه دزدید، عذرش «شرایط» است،
هرکه گرسنه ماند، تقصیرش «عادت»...
واژگونی آن نیست که زمین زیرورو شود و پستیها جای بلندیها را بگیرد
بلکه آن است که سفلگان به سروری رسند.
#نفثة_المصدور
صفحات 80 و 278
گرگی داخل طویله شد و برهای سفید را خورد، گوسفندان سیاه خوشحال شدند،
بعد یک برۀ سیاه را هم خورد، سفیدها گفتند خدا را شکر که گرگ عادلیست،
و گرگ همچنان مشغول اجرای عدالت، میان گوسفندان است…
در جنگل همیشه خزان مرگ می وزید
برجان سردِ الکُلیِ دُلمه های تاک
شَلّاق خورده با تَنه ی سَرد و فرفری
انگورهای لِه شده ی مَستِ روی خاک
کفّاره ی کراهتِ خرگوش پر زده
در آسمانِ کودکیِ اقتصادِ درد
پستانکِ نحیف پر از آب قند و هیس
درجا زده کنارِ...
«میخواهد چکار؟»
شیر اگر که شیر باشد، یال میخواهد چکار؟
وقت طیالارض، انسان بال میخواهد چکار؟
آن که از رخسار او نور سیادت ساطع است
بهر اثباتش به مَردم، شال میخواهد چکار؟
آن که مست آب حیوان است چون خضر نبی
جرعهای از چشمهی سلسال میخواهد چکار؟
حضرت آدم که...