دلم را به کجای این شهر مشغول کنم که نگیرد بهانهیِ تو را....
نه پیامی، نه چتی، نه تماسی، نه گفت و گویی اما هنوزم منتظرتم.
دوست داشتنت گناه موردعلاقمه . . .
نقطهی روشن من تو این تاریکیه زندگی فقط تویی
و حرفهایت تسکین دهنده حال خرابمه
کلمات هم نمیتونَن بیان کنن که چقدر دلم برات تَنگ شده
زندگی بدونِ تو بی معناست
قلبم فقط برای تو میتپه
و خداوند برای تماشای تو مرا آفرید...
برای من که پُرم از فراق قصه نگو اگر کتاب تو باشی کتابخانه منم ...
دیکتاتور فقط دلم که حرف اول و آخرش دوست داشتن تو رو به کرسی میشونه
می دانی از وقتی دلبسته ات شده ام همه جا بوی بهشت می دهد؟
تو در یادم چو معبودی
یک روز نبینمت دلم میگیرد
عشق یعنی در میان غصههای زندگی یک نفر باشد که آرامت کند...
دلیل آرامشمی
کاش یک صبح هوای مرا دلت بهانه کند ...
ما که سالهاست بهم رسیدیم برای همه عشاق ارزومندم این وصال را
فکرت نمیذاره بخوابم
من از قول مردانه هیچ خیری ندیده ام... اگر خیلی مردی قول زنانه بده!!!
گفته بودند که عاشق بشوی میمیری اولین تجربه ام بود ، چه می دانستم ...
دوست داشتنی ترین منی
یه نفر شریک زندگیم شد قشنگیاشو دزدید و رفت...
این جای خالی که تو سینم هست قبلا ی روزی جای قلبم بود...