متن ترانه غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات ترانه غمگین
عشق از دلِ من رفته و جان در بدنم نیست
دیگر به سرم آن هوسِ کوه کَنم نیست
نه روزنه نوری و نه سنگِ صبوری
بسیار سخن دارم و میلِ سخنم نیست
معذورِ خطابِ دلم و کشته عشقم
اما چه کنم گور ندارم کفنم نیست
برگرد مرا زنده به گورم...
سالها شد همچو سایه از حقیقت در فرارم
چه غمگینه روزگارم چه سنگینه شامِ تارم
کفنم را خود آوردم تابوتم رو دوشم بردم
به نامِ زندگی مردم بیل مرگ تا جان سپارم
خسته ام از همه خسته افسرده و زبان بسته
همچو مرغی پرشکسته ناامیدم بی قرارم
زیستن هیچکسان هیچیست...
آه دیگر مکشید، بانوان...
آه دیگر مکشید، بانوان، آه دیگر مکشید؛
که مردان هماره دغلکار بودند،
پایی در دریا و پایی بر ساحل،
و هرگز به یک دل قرار نگرفتند.
پس، چنین غمین مباشید،
رهایشان کنید،
شاد و سرخوش بمانید،
و همهٔ نواهای اندوه خویش را
به آوازی سبک و...