نه ! کاری_به_کار_عشق_ندارم من_هیچ_چیز_و_هیچ_کس_را_دیگر در_این_زمانه_دوست_ندارم من_با_همه_ی_وجودم_خودم_را_زدم_به_مردن
ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند خنده نمی آید ، بحر دل من بخند ای ز تو عالم ز جوش،لطف کن ارزان فروش خنده ی شیرین نوش راست بفرما ، بچند ؟
خوب خوب نازنین من نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب نام تو بهترین سرود زندگیست من تو را به خلوت خداییِ خیال خود بهترینِ بهترینِ من خطاب می کنم بهترین بهترین من
من که منم جای کسی نیستم میوه ی طوبای کسی نیستم گیج تماشای کسی نیستم مزه ی لب های کسی نیستم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام
من یک بسته ی اسرار مرموزم مثل یک بنای کهنه ام که دست برد های روزگار مرا سیاه کرده است سرم به شدت می چرخد تو مرا مرمت کن
جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست
تو در چشم من همچو موجی چه میشد اگر ساحلی دور بودم شبی با دو بازوی بگشوده خود تو را می ربودم تو را می ربودم
هر بار که خوشه ی خشم چشم هایت فرمان نگاه می دهد هزار و یک سرباز بی گناه عاشق در من کشته می شود ...
شبی که تو کنارم باشی ساعت ها به خواب می روند
و عشق ، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد مرا رساند به امکان یک پرنده شدن و نوشداروی اندوه
گفتند گناه است در آغوش تو خفتن بگذار بگویند که گنه با تو ثواب است
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
نام تو سرود زندگیست من تو را بهترین بهترین من خطاب میکنم
گفت توی این قلب خسته به جز درد چه داری تو را تو را تو را هنوز
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار
به در و دیوار می کوبدم شدت تپش های قلب بیقراری که کرده هوای موسیقی صدایت را
دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم نازنینا تو چرا بی خبر از ما شده ای ؟
رفتی و رو در روی سیاهی ایستاده ام یکه و تنها در شب های تاریک شب های دلتنگ شب های خاموش شب های دلگیر شب های زنجیر شب های غربت شب های بیداد شب های فریاد شب های مرگ زندگی
به مسلخ می برد هر شب مرا رویای آغوشت
من به دنبال کسی میگردم که دلش پنجره ی بازِ نگاهم باشد و بدانم که حواسش به من است عاشقی رسم نگاهش باشد و من آرام آرام محو زیبایی روحش بشوم دل ببندم به دلش و دل انگیز ترین عشق و نگارش بشوم کسی از عمق دلم می گوید ما...
بی تو سحر نمیشود خواب مرا نمیبرد یاد تو و خیال تو از سر من نمیرود بی همگان به سر شود بی تو چگونه سر شود ؟
ما تعبیر کدام کابوسیم؟! اینچنین_تلخ اینچنین_دور
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
حسرت او نمی رود از دل پاره پاره ام