متن خبر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات خبر
رادیو را روشن میکنم. گوینده خبری میگوید از جایی دور, جنگی، معاملهای، دروغی...
گوش نمیدهم. من فقط به صدای پسزمینهاش گوش میدهم، انگار که تو پشت این فرکانسها قایم شده باشی.
شاید یک روز صبح، گوینده مکث کند، کاغذهایش را کنار بگذارد، و بگوید: "و اما خبری فوری برای تو:...
اگر مُردهای، بیا و مرا ببر
و اگر زندهای هنوز
لااقل خطی
خبری
خوابی
خیالی ...
بیانصاف !
در بستی و رفتی و انگار دری نیست
در ذهن هزاران در و از در اثری نیست
امید به راهی نه دری هست و پناهی
در شهر غریب و دگر از تو خبری نیست
نه خواندی
نه می خواستی بخوانی
شاید روزِ نیاز
شاید روزِ اسباب کشی
زمانی که داری ظرف های شکستنی را
در روزنامه ها می پیچی
چشم هایت
لمس شان کند
آن نامِ آشنای پرتکرار
در ستونِ حوادث را...
«آرمان پرناک»
- شب /
چشمِ برجک را کور کرده است /
خبر /
کلاغ پر /
می رود هنوز ... /
- هیسسسسس! /
می شنوی؟ /
خروپفِ کلاشینکف /
از دهانِ بازِ یک سرباز است !! /
«آرمان پرناک»
من به تلویزیون، نگاه
تلویزیون به من، نگاه...
ما
به خاموشیِ هم
خیره ایم !
«آرمان پرناک»
باران
باران
باران
از حال ما که خبر برد به آسمان؟!
من به بند تو اسیرم تو ز من بی خبری!!
مرحبا ؛ معرفت اینست که ز من می گذری
طعنه از غیر ندیدی که بسوزد دل تو
و بدانی که چه دردیست به خدا در به دری
...
بهزاد غدیری / شاعر کاشانی
چندیست که از چهره ی خندان خبری نیست
ابری شده دلها و ز باران خبری نیست
حالا که درختان همه سبزند و زمین سبز
صد حیف که از فصلِ بهاران خبری نیست
دلها همه پژمرده شد از سختی ایّام
در سینه ی پُر درد ز درمان خبری نیست
درگیر به...
چندیست که از چهره ی خندان خبری نیست
ابری شده دلها و ز باران خبری نیست
حالا که درختان همه سبزند و زمین سبز
صد حیف که از فصلِ بهاران خبری نیست
دلها همه پژمرده شد از سختی ایّام
در سینه ی پُر درد ز درمان خبری نیست
درگیر به...