متن روناک آلتون
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات روناک آلتون
روز تولد آب
تو در کدامین دریایی؟
تا دعوتت کنم؟!
عجب حماقتی!
دنبال نقاشی هستم
تا چروکهای صورتم را پنهان کنم.
بر روی ران زنی،
رقص و سماع میکند
دوک نخریسی...
در کوچهمان
دروازهی آبی خانهای
دلم را میلرزاند.
خواب دیدم
برای چشمهای خشکیده میگریم -
چشمم جوشید!
شاعر: روناک آلتون
ترجمه: زانا کوردستانی
قلبی،
که در آن جغد آواز سر دهد
همان بهتر که خرابه شود.
بوی خاک میآید!
در کجا،
چشم انتظار نوروزی،
ای بهار!
من کی بدون تو زندگی کردهام!
که اینبار
دومین بارم باشد؟!
تو تمام دنیای منی،
و ساکن این دنیا،
تنها یک نفر است...
پوسیدم!
کالبدم نیز،
به کار سنجابی هم نمیآید.
مهربانا!
من فروغ۱ نیستم،
ولی اگر مسیرت به این دوزخ بیمارستان خورد
چراغ نه،
شمعی بیافروز
تا آن سوی کوچهی تاریکی را نگاهی بیاندازم.
----------
۱. فروغ فرخزاد
در قلب تو شهیدم،
دیگر
نیازی به قبر ندارم.
تمام من،
لبریز است،
از تو...
شهری در قلبم است!
ولی ویران ویران،
وقتی تو در آن نیستی.