صدایش را شنیدم از میان تکه دُر میروید انگار چون شکوفه پرتقالی نرم و بی جان درد دارد،ولیکن عاجزم از بخشش یار
ثانیه هایِ بی تو بودن حبس در رویآ مرگ با من میرقصد.