چون همسفرعشق شدی، مرد سفرباش هم منتظرحادثه! هم فکرخطر باش..!!
برای درختهای کنار جاده فرقی ندارد کسی که در سفر است میرود، یا میآید برای من اما فرق زیادی دارند درختان مسیری که از تو دورم میکنند و درختان مسیری که با تو نزدیکم
رفیق زیاد دارم ولی این آقا یه چیز دیگه ست سفر زیاد رفتم ولی کربلا یه چیز دیگه ست یه سفر با خاطرات اش که همیشه جوره بساط اش حرم ات خونه ما و بین الحرمین ات حیاط اش یا حسین یا حسین وعده ما بین الحرمین
تو اگر بسته ای بار سفر تو اگر نیستی دیگر پس چرا از همه جا من صدای تپش قلب تو را می شنوم ؟!
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما...
آتش و آدم ترکیبی نامتجانس است من از میان این آتش گر گرفته در رویاها و عشق ها غیر ممکن است سالم برگردم بازگشت من اندوه بار خواهد بود کاش مثل نان بودم چه زیبا بر می گردد از سفر آتش!
به آرامی آغاز به مردن میکنی ، اگر... سفر نکنی ، کتاب نخوانی ، برده عادات خود شوی ، همیشه از یک راه تکراری بروی روز مره گی را تغییر ندهی ، از شور حرارات احساسات سرکش دوری کنی زندگی کن !
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همهخوابند، کسیرا بهکسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست...