شعر سپید چکامه ساحل
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر سپید چکامه ساحل
ابرها روی آسمان میرقصند،
باران را از دلشان میریزند،
و من زیر باران فقط تو
را صدا میزنم.
دلتنگی بر دلم سنگینی میکند
اما وقتی تو میخندی
تمام آسمانم آبی میشود.
تو را بـه جان مادرت بـیا
همین آدینه ۍ تـا برداشته شود
محکومیتِ دلتنگـی از پیشانۍ آدینه
دلخوشۍ روز آدینه
بستگـی به آمدنِ تو دارد
چشم انتظاری سخت است
مـا را دیگر مجالی نـمـانده است
خدای خوبم
تو
نزدیکتر از تپشِ قلب منی
وقتی که هیچ کس
نامم را صدا نمیزند.
تو را
در سکوتهایم
بلندتر میشنوم،
در افتادنهایم
محکمتر حس میکنم.
اگر گم میشوم
به سمتِ توست،
و اگر برمیگردم
آغوشت
راه را بلد است.
من
با تو تنها نیستم؛
حتی وقتی تمام جهان...
مرغ عشق 🫶
مرغِ عشقت بر سرم
خانه میخواهم چکار.
از مـیـانِ دستِان غیر
دانه میخواهم چکار
واژه هایم میچکد
شعرِ چشمان تو را .
حصر آغوشت بس است
شانه میخواهم چکار