متن نوشته های طناز ماجولانی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های طناز ماجولانی
ضربان
میخواستم امشب
خودم را
به خواب بسپارم،
تا شاید دلتنگیام
کمی آرام شود…
ولی صدای گوشیام،
سکوتش،
پیام ندادنت…
نبضم را تندتر کرد.
چه میکنی آنجا؟
بیمن؟
با خیالت راحتی؟
یا مثل من
بالش را محکم در آغوش گرفتهای
و نمیدانی چرا
بوی هیچ چیز
آدم را ارام نمیکند...
«آرام بمان، من خودم میسوزانمت»
به من نگاه کن…
نه با هوس،
نه با حسرت
آرام.
من زنم،
عشق را با لطافت میبلعم
و با شهوت پس میدهم.
پیشم بنشین،
مثل کسی که میداند
برای رسیدن
عجله لازم نیست.
من خودم
وقتی زمانش برسد
کلماتت را میبوسم،
نه فقط لبهایت...
«بیاجازه، دوستت دارم»
دوستت دارم
بیاجازه،
بیحسابوکتاب،
مثل شعلهای که نمیخواهد منطق بلد باشد.
دوستت دارم
آنقدر نزدیک،
که اگر نفس بکشی،
ریههایم
به جای تو هوا میگیرند.
اگر صدایت را
یک لحظه
از من بگیرند،
به گوشم خیانت میشود
و تمام دنیا
گنگ!
چه اهمیتی دارد
فاصله؟
عشق من...
«آرامِ جانم»
دلم
آرام
تو را
صدا میکند،
نه بلند،
نه عجول،
مثل نفس
وقتی
شب
به سینه مینشیند.
تو دوری
و من
با فاصله
کنار میآیم،
اما دلم
نه…
دلم
راهِ نزدیکتر را
بلد است.
دوستت دارم
نه شلوغ،
نه پرهیاهو،
دوستت دارم
مثل گرمایی
که
یواشیواش
تمامِ تن...
«پشت لبخندهایم»
دلم
گاهی
خیلی جدی
تو را میخواهد،
اما خودش را
به شوخی میزند.
لبخند میزنم،
حرفِ معمولی میزنم،
در حالی که
تمامِ دلم
یواشکی
به سمت تو
خم شده.
این شیطنتها
بیدلیل نیست؛
وقتی فاصله هست،
دل
بلد میشود
چشمک بزند،
نه فریاد.
من بلد نیستم
بیاحساس باشم،...
«نامهای که هرگز فرستاده نشد»
سلام…
نمیدانم چرا هنوز، هر وقت مینویسم، تو را خطاب میکنم.
شاید چون تنها واژهای که هنوز بوی زندگی میدهد، نامِ توست.
میخواستم بگویم:
خوبی؟ هنوز شبها پیش از خواب، فکرِ کسی به ذهنت میرسد؟
کسی که بیصدا، بیادعا، هنوز به یادت میتپد؟
من دیگر...