ای بیوفا برو که بر این عهدهای سست نی اندک اعتماد که هیچ اعتماد نیست
برایم آمد داشتی ... هر چه خوشی بود با توُ به سرم آمد ... !️
پارادوڪس یعنى چشماش آبى نبود اما منو تو نگاهش غرق ڪرد...! ️️️
گاهی عجیب آرامشم را به تو مدیونم.. ️️️
فقط با خودت مهربون تر باش، اون جز تو کسی رو نداره
سر زده که میایی/لوس میشود/خانه/بشکن میزند/اغوش...//
بهشت کجاست ؟ یک فضای چند وجب در چند وجب میان بازوهای کسی که دوستش داری
گفته بودم جان من وابسته ی لبخند توست گر تو خوش باشی منم غم را به جانم میخرم
هر صبح ڪه با خندہ ی نابت شود آغاز از شوق ڪنم تا دلِ آغوش تو پرواز
علاوه بر اینکه هیچوقت اونی که خواستیم نشده اونی که داشتیم هم از دست دادیم
یعنی میشود روزی که... رویِ همین صفحه بنویسم: آمد.... که بماند...
کافیست کمی دلت گرفته باشد غروب ها همه شان جمعه می شوند
دوستت دارم … این تعارف نیست زندگی ِ من است!
تو را میخواهم و یک کلام فقط تو را، همین و بس!
تو نمیتونی هم سرد باشی هم خواستنی. تو الویه نیستی !
ماندن با کسی که قدرتان را نمی داند وفاداری نیست حماقت است
اگه کسی با اومدن یه بهمنی ذوق مرگ نشه قطعا با رفتنش دق مرگ میشه...
تو بهانه ی منی! به دستِ هیچکس نمی دهَمَت...! ️️️
چشم هایش معبدی بود برای پرستیدن ️️️
یکی مثل من همه دنیاش خلاصه تو چشماته ️️️
باز شب شد در خیالم مقصدم آغوش توست ️ ️️️
قتل عمد فقط دروغ گفتن به کسی که خالصانه همه حرفات رو باور میکنه
خوشبختی یعنی اینکه خداوند آنقدر عزیزت کند که وجودت آرامبخش دیگران باشد
تو تقدیر منی و من در حد مرگ دوستت دارم