نیمه شب شد دل من بی تب و تاب است هنوز یاد آن شب که دلش را به دلم داد بخیر
بالاخره یک روز سهمم را از این جمعه های دلتنگی میگیرم...! روزی که عصرش،در کنار تو بخیر شود... جمعه ها این روز را به من بدهکارند...
یاد آن شب که دلش را به دلم داد بخیر...!
خدایا دوشنبه آمده امروزمان را هم بخیر کن و ما را در پناه خودت بگیر که پناهی جز تو نیست
یاد آن شب که دلش را به دلم داد بخیر...
اندوهت را به برگها بسپار! واپسین روزهای پاییزت بخیر، دوست چهارفصل من! یلدایت پر از مهربانی
آرام بگیر در آغوشم فردا هم دوستت خواهم داشت شب برای بخیر شدن همین دو قلم را نیاز دارد
به من صبح بخیر نگو! فقط لبخند بزن لبخندت تمام عمرم را بخیر می کند!