کارما یعنی من یادممیره تو یادت میره ولی زندگی یدونه میزنه تو دهنت که دیگه یادت نره...
زندگی به من آموخت : تنها چیزی که با گذشت زمان درست میشه، سیر ترشیه !!! بقیه چیزا با پول همون لحظه میتونه درست بشه !!
کاش می شد عمر خود را هدیه میدادم به او زندگی را دوست دارم ، مادرم را بیشتر
طوفان باعث میشود درخت ریشههایش را عمیقتر و قویتر کند. در طوفانهاى زندگى به برگهایى که از دست میدهى فکر نکن، به ریشهاى فکر کن که قویتر میشود ...
نه آمریکا نه تگزاس! زندگی فقط تو شیراز
صدای یک پرواز فرود یک فرشته آغاز یک معراج و شروع یک زندگی تولدت مبارک
زخمهایی تو زندگی هستن که نمیشه نشونِ دکتر داد، مثلِ زخمِ دقیقهای که تو اون آخرین بوسه از دهن افتاد...
هدف از زندگی فقط شاد بودن نیست، بلکه مفید بودن، شرافتمند بودن، دلسوز و غمخوار بودن است! تفاوت دارد وقتی که فقط زندگی کردهای یا خیلی خوب زندگی کردهای ...
شادترین رنگ را امروز به زندگی بزن ! اندیشهات سبز ، آسمان دلت آبی ، و قلب مهربانت طلایی ؛ زندگی زیباست اگر آن را به زیبایی رنگ بزنیم
هنگامی ﮐﻪ ﻋﻤﯿﻖﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ میدﻫﯿﺪ ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯه تغییر میکند ...
موفقیت تنها یک چیز است؛ اینکه زندگی را به دلخواهِ خود بگذرانید.
محبوبم ! زندگی من از روزی آغاز می شود که دل به تو سپردم.
با آمدنت فهمیدم قبل از تو فقط زنده بودم زندگی نمیکردم !
آری ، انسان زندگانی دشواری دارد ... من تصور میکنم بهترین تعریفی که میتوان از انسان کرد این است : انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت میکند !
مهمترین خطر در زندگی، خطر نکردن است ! فردی که خطر نکند، چیزی انجام نمیدهد، چیزی ندارد، چیزی نیست و چیزی نمیشود ...
اینجا رو فراموش کن برو دنبال قلبت ! ما فقط یکبار زندگی میکنیم، تو باید تو رویاهات زندگی کنی، هیچکس دیگهای قرار نیست اینکارو واست انجام بده ...
ما را برای بیست و چهار ساعت زندگی در امروز طراحی کردهاند و نه بیشتر ! نگرانی امروز برای مشکلات فردا، دردی از ما دوا نخواهد کرد ...
زندگی همین لحظه های کوچکی ست که داریم به چیزهای بزرگ فکر می کنیم !
قدیم زندگی یک پیاده رَوی مفرح جمعی بودحالا اما.... ده هزار متر با مانع است! بدو رفیق بدو ...
من برای زندگی تو را بهانه میکنم
زندگی چنین تقلایی است : جنگی است که هر روز تکرار میشود و لحظات شادش خلسههایی کوتاهاند که بهایی گزاف برایشان پرداخت میکنی ...
زندگی خیلی چیزها یادمان میدهد و ما مقصریم که یاد نمیگیریم و بارها و بارها در همان تله شیرین گرفتار میآییم ...
ما از عروسک کمتریم. آنها مُرده بودند و زندگی می کردند؛ ما زندگی می کنیم و مُرده ایم
یکرنگ بمان... حتی اگر در دنیایی زندگی میکنی که مردمش برای پررنگ شدن، حاضرند هزار رنگ باشند...