متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
عاشق به گریه آمد و بوسید یار را
عاقل هنوز منتظر یک اشارت است
آدمی اگر
سیگارش را
بر پوستِ وجدانش خاموش نکند
دق میکند...
اوبام اُت قاپدی، چَپَردن قوزوم آشدی قاشدی
غم دئیر دُئوز هَلَه من طوفانی فرّاتمامیشا
کوهِ صبرم، در درون اما شرارِ درد است
غوره ام در این گذارِ زندگی حلوا نشد
نه بهشتین آرزی سینّان، نه جهنّم قورخوسینّان
ایستیرم قلبیم اَسَه سندن اوتور معبود منّا
تو نورِ منی بازتاب تو ام
بکوبی بسازی خرابِ تو ام
شدم بر سپاسِ نفس ناتوان
چه گویم به شکرانه ی یک جها
من آنچنان بدم تا خوبی ز تو ندانم
تو خوب آنچنانی از رحمتت نمانم
پشت چراغ قرمز چشمانت
علف های زیر پایم طعنه می زنند..
فال حافظ زدم از زلفِ پریشانِ تو گفت
عاشقی بر سرِ آن موی رها دشوار است
در ورای شبِ تاریک شده جهل، فروغ
نیست معلوم به خورشید که زندان داده
از کسی که دوسش داری
ساده دست نکش حسرتش دیوانهات میکند!
خوردن و خوابیدن و بیدار گشتن این سه آخر تا به کی.؟
در پس زندان اجباری که نامش زندگیست.
جنگ با تقدیر کردم حاصلش شد خستگی
روی زشتِ زندگانی با عمل زیبا نشد
گر دوست دارد این پریشان خاطری را دوست
با روی بازی می کشم حکمش در آغوشم
تاوانِ بی سامانی ام سامانِ یک دل شد
سیراب تا باغی شود چون چشمه می جوشم