متن مرتضی میرزادوست
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات مرتضی میرزادوست
اگر نبودی
این خیابان
فقط مسیر بود
نه خاطره
تمام خانه ی دل را بنا کردم برای تو
بیا تا خشت خشتش را بریزم زیر پای تو
هجوم غم که می گیرد دلم هر لحظه می بینم
در این شب های تنهایی چه خالی است جای تو
اقیانوس مهربانی ات
آنقدر عمق دارد
که امواج خشمت
همیشه به ساحل بخشش می رسند..
خدای غفّار
دنبال بهانه ای است تا از گناهان بندگانش بگذرد،
و چه بهانه ای زیباتر
از رخسار نگران مادر..
از گل هر دمن گلابی نیست
هر سخن درخور جوابی نیست
مثل هر روز سرگردان
مثل هر شب دوباره بی خوابم
عشق تو چه کرده با این دل
که بسان موج بی تابم
خودت گفتی که مشتاقی به روی نادمان یا رب
به دیدارت دو چندانم اگر جا دارد عفوم کن
له و لورده
زیر پای بیرحم زمین،
دستِ مهربان آسمان نوازشم می کند..
هر چقدر هم زخم ها فریاد برآرند می دانم
می دانم روزی
در آغوش ابرهای سپید
آرامشِ ابدی را لمس خواهم کرد
عابری را زیر گرفت..
تنها شاهد ماجرا وجدانش بود،
او را هم زیر گرفت
و به راهش ادامه داد..........
هر دو می بافیم
تو گیسوانت را
من خیالم را
هر دو می نازیم
تو به چشم های خمار
من به دل عاشق
هر دو می نالیم
تو از دست من
من از جبر روزگار
و هر دو می کاهیم
تو از کلامت
من از سالهای عمر...
_من که همیشه
از شکست قافیه در هراس بودم
در زلزله ی عشق تو
آزادترین شعر جهان شده ام
_کبوترهای ذهنم
فقط در حوالی بام تو اوج می گیرند
و پروانه ای
از نردبان شب بالا می رود
تا راز این پرواز را از ستاره ها بپرسد
چه کسی باور می کرد
این حجم از نور
در حروف ساده ی "دوستت دارم "
نهفته باشد..
_گاه
یک مرد،
گورستانی ست زنده
که هر شب
بی تشییع
بغضی
در آن دفن می شود