زیبا متن : مرجع متن های زیبا

امتیاز دهید
5.0 امتیاز از 1 رای

اما این اصلا عادلانه نیست
یک نفر آدمم و
باچندروح غمگین ...!
دکتر گفت: «نباید این­قدر به گذشته فکر کنی». نباید… نباید… ولی من به گذشته فکر نمیکردم این گذشته بودکه من را رهانمیکرد
این خاطرات مثل مین های خنثی­ نشده ای هستند که در میدان وسیعی دفن شده اند؛ میدانی که دور تا دور آن سیم خاردار کشیده شده است. با این­ حال هر لحظه ممکن است از سر بدشانسی و بی ­احتیاطی محض کسی برود آن طرف سیم ­ها و یکی از آن­ ها منفجر شود و زندگی را -که خیلی هم چیز معرکه ای نیست- حداقل برای مدتی، از آن­چه هست برایم تحمل ­ناپذیرتر کند.خرده ریزه های گذشته مثل لنگری روح مرا به چیزی بند می کنند که دیگر وجود ندارد.
نویسنده عطیه چک نژادیان
ZibaMatn.IR

عطیه چک نژادیان ارسال شده توسط
عطیه چک نژادیان


ZibaMatn.IR

این متن را با دوستان خود به اشتراک بگزارید


انتشار متن در زیبامتن