سر خورد نگاهت دل من شهر...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار علیرضا فاتح
- سر خورد نگاهت دل من شهر...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
سُر خورد نگاهت، دلِ من شهر به شهر ریخت
آتش به دل افتاد و سراپایِ سحر ریخت
یک شالِ حریر از سرِ شب بر تنم افتاد
چون موجِ نسیم آمد و بر دامنِ مهر ریخت
ویران شد از آن چشمِ تو، ای مایهی آرام
هر خانهی دل، چونکه به یک لحظه، زِ بحر ریخت
اما به حریرِ تو، امیدیست که باقیست
هر نخ به دلِ عاشقِ من، رشتهی قهر ریخت
علیرضا فاتح
ZibaMatn.IR