روزها می آیند و میروند اما...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

روزها می‌آیند و میروند
اما جمعه !!!! امان از،جمعه
همچنان روی حرف خود مانده
در پای انتظار میسوزد
و با این درد
می‌سازد...
خم به ابرو نمی آورد
فقط دلتنگی اش را به آسمان می رساند
به غروب ..
که او هم هر چه غم هست را تلمبار کند روی دلهای ما...
کسی نیست به این جمعه بفهماند
آخر نجیب ترین روزها

دیگر تو را با دلتنگی چکار
نمک روی زخم مان نریز
خدا را خوش نمیاد
جمعه تنها روزی بود که پدر همیشه کنارمان بود جمعه جمع مان جمع بود...


قصه ی ظهر جمعه را مگر می‌شود فراموش کرد

دلخوشی ما فقط تو هستی..
کمی بخند ...
دلخوشی کودکانه ما...

اعظم کلیابی بانوی کاشانی
ZibaMatn.IR

تفسیر با هوش مصنوعی

این شعر از دلتنگی نویسنده برای روزهای جمعه می‌گوید، زمانی که پدرش حضور داشت و خانواده جمع بود. جمعه حالا روز اندوه و انتظار شده، غروبش غم را بیشتر می‌کند. نویسنده از جمعه می‌خواهد که مهربان‌تر باشد و نمک بر زخم دلتنگی‌شان نپاشد، چرا که جمعه تنها دلخوشی کودکی‌شان بوده است.

ارسال متن