پاییز است شبزودتر از همیشه می...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

پاییز است.
شب،زودتر از همیشه می‌رسد، گویی عجله دارد تا تنهایی ام را زودتر در بر بگیرد.

سکوت،سنگین تر از همیشه روی شانه هایم نشسته.

و من،
در این سکوت وتنهایی....
به یاد تو میافتم.
به یاد آغازی که تو بودی،در میان این همه پایان....

دوری، فاصله ی جغرافیایی نیست....
فاصله، لمس دستانت در دستانم است....
فاصله،نگاهی است که پاسخش را در چشمان دیگری نمی بینم ...
تو نبودنت را در این خانه پخش کرده ای،
مثل بوی خاکِ خیس که از لای درز پنجره میآید.

کاشکی باران بیاید...
تا صدای قطراتش،نجوای نامت را در گوش شب پنهان کند.
کاشکی باد بیاید،
و این همه دلتنگی را با خود ببرد،
تا«تو» را در آغوشی فراموش شده، رها کند.

اما نه باران می آید، نه باد.
تنها سایه تنهایی من است،
که بر دیوار اتاق،
قد میکشد،
و تنها میشود.

تو نیستی،
اما دنیا،
همچنان بی تو،
به راهش ادامه میدهد.
و من،
در میانۀ این شبِ پاییزی،
تنها مسافر خاطراتی هستم،
که مقصدی ندارند.

اعظم کلیابی بانوی کاشانی
ZibaMatn.IR
ارسال متن