ای تو که در پستوهای بی...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار عاطفه مختاری
- ای تو که در پستوهای بی...
ای تو، که در پستوهای بیزمانیام
ردی از خویش نهادی و رفتی،
دلتنگیِ من
نام دیگرِ توست
در زبان ناخودآگاه.
در غیابت،
جهان خاموش، نه!
واژگون شد
پرندگان،
دیگر نه آواز؛ که خاطره میخوانند،
و شب،
نه برای خواب،
که برای بازخوانیِ نامت
فرود میآید بر شانهام
تو را نمیجویم در مکانها،
که در لایههای نادیدهی روان
جایی میان عقدهها و رؤیاها،
آنجا که اشتیاق،
همآغوشِ ترس است
و عشق،
بینامترین بیماریِ جان
کاش بدانی
هر واژهای که بر صفحه میلغزد،
زخمیست از تو
و هر زخمی،
بذریست برای رشدِ دردی شریف
من،
با دستانی پر از واژه،
هر شب پیکری از حضورت را میتراشم،
تا شاید،
در خوابِ یکی از واژهها
بازگردی…
تفسیر با هوش مصنوعی
این شعر در وصف دلتنگی و نبود معشوق است. شاعر از اثر عمیق عشق بر روان خود میگوید، عشقی که با ترس و اشتیاق آمیخته و نبود معشوق، جهان را دگرگون کرده است. هر واژه، یادآور او و بذری برای دردی مقدس است و شاعر در تلاش است تا با کلمات، معشوق را دوباره در خواب ببیند.