دل ز هجران تو در تاب...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار مهدی غلامعلی شاهی
- دل ز هجران تو در تاب...
دل ز هجران تو در تاب و تب است امشب
جان به قربان تو بی حد و حساب است امشب
چشم گریان من از دوری رویت هر دم
چون دو دریای خروشان به عذاب است امشب
ابروی چون کمانت کرده مرا خانه خراب
فتنه انگیز و دلم را به خطاب است امشب
لاله رویان همه جمعند در این بزم ولی
یاد روی تو مرا جام شراب است امشب
شمع سوزان دل من ز آتش عشقت بود
شعله اش روشن و سوزان به شتاب است امشب
قصهی عشق من و تو همه جا ورد زبان
این حکایت همه جا عین صواب است امشب
درد عشقت به دل آویخته چون پیچک سبز
این جنون با من و در حال شتاب است امشب
بی تو این شهر برایم قفسی تنگ شده
دل گرفتار و تنم غرق سراب است امشب
ماه تابان من ای یوسف کنعانی من
دیدن روی تو درمان و ثواب است امشب
خاک پای تو شوم گر بپذیری ز کرم
جان نثار تو و دل پر ز التهاب است امشب