بهار باغ مرا آفت خزان زده...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای

بهار باغ مرا آفتِ خزان زده است
هجوم شوم ملخها به دشتمان زده است

میان گفت و شنود آن زبان ناشنوا
دوباره قفلِ سکوتی به گفتمان زده است

عروسک کوکیّ گرگهای خون آشام
دم از رگانِ بریده به کام جان زده است

و گامهای نجس را به طرزِ رعب آور
به دست و پای شکسته بر استخوان زده است

به خون تازه دوباره شغال خائن هم
کنار سفره‌ی کفتار استکان زده است

و خوک غرق هوس هر هراس قحطی را
بپای داس و هرس‌های باغبان زده است

رضا رادمهر
ZibaMatn.IR
رضا رادمهر
ارسال شده توسط
ارسال متن