متن هرس
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات هرس
بهار باغ مرا آفتِ خزان زده است
هجوم شوم ملخها به دشتمان زده است
میان گفت و شنود آن زبان ناشنوا
دوباره قفلِ سکوتی به گفتمان زده است
عروسک کوکیّ گرگهای خون آشام
دم از رگانِ بریده به کام جان زده است
و گامهای نجس را به طرزِ رعب آور...
رضا رادمهر
شنیدم که گفتی
هنوزم بیادت
غزل میسرایم
و من،
در خوابهای شبانهام
با ماه قهر کردهام
ماه، که هر شب
با چمدانی از خاطرهها
از پنجرهام عبور میکرد
و حالا
تنها سایهاش
روی دیوار میرقصد
نفسهایم
در قفسِ شیشهایِ سینهام
پشتِ پردهای از مه
گیر افتادهاند
قلبم
مثل ساعتِ شکستهای...
احمدکمائی
در حال بارگذاری...