جنگ که تمام شد جنگ که...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار زانا کوردستانی
- جنگ که تمام شد جنگ که...
[جنگ که تمام شد]
جنگ که تمام شد
به خانه برخواهم گشت
عروسکی برایت خواهم خرید
دوچرخهای
و یا شاید هم توپی پلاستیکی
ولی اجازه نخواهم داد
که نفیر هیچ گلولهای
تو را بر خود بلرزاند...
جنگ که تمام شد
به خانه بر خواهم گشت
با دستی مقطوع
پایی مجروح
و یا شاید تنها پلاکی مخدوش
ولی اجازه نخواهم داد
کسی به گیسوان تو و عروسکهایت تعرض کند!
جنگ که تمام شد
به خانه بر خواهم گشت
و برای مادرت باغچه را پر از نعنا خواهم کرد
حیاط را خواهم شست
و گلها را هرس خواهم کرد
ولی اجازه نخواهم داد
هیچ دشمنی در سایهسار درختان باغم بیارامد...
جنگ که تمام شد
به خانه برخواهم گشت
چه تنها آجری و آدرسی از آن مانده باشد
چه زبانم لال، تو را دیگر نداشته باشم
چه مادرت صد بقچه برای فرشتهها پیچیده باشد
ولی اجازه نخواهم داد
که دشمنی خاک و خانهام را زیر چکمههایش
لگد مال کند.
جنگ که تمام شد
به خانه برخواهم گشت....