نشسته بودم وسط زندگی ام کمی...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

نشسته بودم وسطِ زندگی‌ام،
کمی خسته،
کمی آرام،
کمی صبور،
خو گرفته بودم به آنچه بود و نبود،
برمی‌آمدم از پسِ دُرشتیِ روزگار،،
که تو آمدی!
تو از کدام راه، مسیرت به من افتاد؟
مانندِ نورِ خورشیدِ دمِ صبح، صاف افتادی وسطِ همین زندگی‌..
تو که آمدی، هوا روشن شد، نوری آمد،
طوفانی در دلم برپا شد،
به یک‌باره همه جا تاریک شد، نور رفت،
تو هم رفتی!
حال دیگر غمِ تو را کجای این جهان جای دَهم؟
؛؛؛
نشسته‌ام وسطِ زندگی‌ام،
امّا تا دِلم تپشی دارد، پریشانِ تو می‌ماند.♡

پروانه امیری
ZibaMatn.IR
🪽هَمزادِ من (پروانه)
ارسال شده توسط
ارسال متن