ای خداوند آشنای همیشه من ای...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 9 رای

ای خداوندِ آشنایِ همیشهٔ من،
ای آن‌که نامت را بر زبان می‌آورم و می‌دانم که ابدی‌ترین همراهِ منی... ای که سجاده ات تنها نقطه امن من در این روزهای پر درد است

تو را با کدام زبان بخوانم که زبانِ دوستدارانت باشد، نه زبانِ بدطینتان؟
اگر تو نبودی، ای همیشهٔ من،
با چه کسی این‌چنین بی‌پرده و عریان سخن می‌گفتم؟
چه کسی می‌توانست ناله‌های دلِ خونینِ مرا در میانِ هیاهوی این همه واژه‌های پوچ بشنود؟
چه کسی می‌فهمید که من در این آشوبِ بی‌وقفهٔ گفتار، چه می‌گویم و چه نمی‌گویم؟
چه کسی می‌دانست که پشتِ این طوفانِ کلمات، چه دردی از انسان‌های بدذات در من می‌جوشد؟

تو بودی؛ تنها تو بودی که مرا در همین لحظه‌های سستی و شکست، بی‌هیچ پرسشی در آغوش کشیدی؛
فقط برای آن‌که باشم،
فقط برای آن‌که تو را داشته باشم.

خداوندا،
اگر همهٔ جهانیان مرا از خویش برانند،
اگر همهٔ اهلِ زمین مرا سزاوارِ ظلم دیدن بدانند،
تو هنوز هستی؛ با همان مهربانیِ بی‌چون‌وچرا.
و من، چون کودکی که از رنج به ستوه آمده است، تنها به سوی تو می‌دوم.

آغوشِ تو،
که نه از گوشت و پوست است،
اما گرمایش از هر آغوشی امن‌تر است.

سایهٔ تو،
که نه بر زمین می‌افتد،
اما پناهگاهِ من در جهنمِ بدطینتان است.

حرف‌های تو،
که نه با زبان می‌آیند،
اما از هر کلامی رساترند.

اگر تو نبودی،
در کدام ایستگاهِ جهان می‌ایستادم؟
با کدام امید، این راهِ درازِ شب‌زده را ادامه می‌دادم؟
با کدام توان، این ظلم‌های تکراری را تاب می‌آوردم، بی‌آن‌که تمامِ وجودم فروبپاشد؟

تو هستی،
و همین بودنِ تو، تنها امیدِ من در برابرِ این دنیای وهم‌آور است...
تو هستی،
و همین حضورِ تو، تنها دلیلِ تاب آوردنِ من است
در این جهانی که هزار دلیل برای نابود شدن پیشِ رویم می‌گذارد.

ای خدایی که بی‌همتا مهربانی،
و بی‌همتا استواری،
و بی‌همتا تکیه‌گاهی،
مرا همین‌گونه که هستم پذیرفتی؛
با همهٔ تناقض‌هایم،
با همهٔ دردهایم.

چون تنها تو می‌دانی که من در همهٔ این راه، فقط به دنبالِ تو بوده‌ام،
و تنها تو می‌دانی که پشتِ همهٔ این حرف‌ها،
چه اندازه درد نهفته است.

آمین...

و آمین‌تر از آن،
بودنِ توست.

عطیه چک نژادیان
ZibaMatn.IR
عطیه چک نژادیان
ارسال شده توسط
ارسال متن