با شاعری کل کل مکن با...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- با شاعری کل کل مکن با...
با شاعری کلکل مکن، با یک غزل رامت کند
با یک غزل ساقی شود، مست و غزلخوانت کند
شاعر اگر از عشق گفت، دنیا دگرگون میشود
یک بیتِ ناب از دفترش، مجنون و حیرانت کند
با واژههای بکر و ناب، شب را چراغان میکند
بزمی بیاراید که جان، خودبه قربانت کند
هر مصرعش چون شعلهای افتد به جانِ بیقرار
یک بیتِ او آتشفشان، رسوایِ دورانَت کند
با شاعرِ شوریدهدل، هرگز مکن بازی رفیق
یک آه اگر از دل کشد، زار و پریشانت کند
گاهی غزل چون بادهای، آرام مستت میکند
گاهی یکی از مصرعش، ناگه سلطانت کند
با شاعری کلکل مکن، وقتی قلم در دست اوست
یک بیت میخواند، همان یوسف به کنعانت کند
گر پای در میدان نهی با شاعرِ شوریدهدل
یک بیتِ شیرین میزند، گل در گلستانت کند
گاهی غزل چون ماهِ شب، آرام میتابد به دل
گاهی خروشِ واژهها، از دل ویرانت کند
با شاعری کلکل مکن؛ با شعر مدهوشت کند
جامِ الستش را بنوش، با عشق مهمانت کند
گاهی غزل را میچکاند از قلم، چون بادهای
تا جامِ جانت را پر ز شورِ احسانت کند