رهگذری هستم که زمزمه ی زندانیان...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

رهگذری هستم
که زمزمه‌ی زندانیان توان قدم‌هایم‌ست،
و نور خورشید، توشه‌ی راهم.
من به سوی سپیده‌دم گام بر می‌دارم
هرچقدر هم این راه دور و دراز باشد.
هزاران مرتبه هم در این راه زمین بخورم
برای من خوشایند است
تا زمانی که
آن سوی افق
می‌توانی سیاهی را از هم بپاشی...



شاعر: اسعد لرزاده
مترجم: زانا کوردستانی

ZibaMatn.IR
زانا کوردستانی
ارسال شده توسط
ارسال متن