پروردگارا ای بی نام و نشان...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن دلنوشته های هدی
- پروردگارا ای بی نام و نشان...
پروردگارا...
ای بینام و نشانترینِ آشنا...
ای ڪه هر ڪه بہ تو رسید،
از خود برید؛
و هر ڪه در تو گم شد،
خویشتن را یافت...
با هر تپش،
نام تو را زَمزمه میڪنم
و با هر سڪوت،
به صدای بیصدای تو گوش میسپارم...
چه خوش سرنوشتیست بندگی برای تو،
وقتی ڪه در هر شڪست،
دستی از غیب میرسد
و در هر گم گشتگی،
تو راهی میشوی درونِ جان...
بار خدایا...
تو را نه در صدای بلند میجویم،
نه در هیاهوی روزمرگی،
تو را در فروتنیِ اشک میطلبم،
در آغوشِ شب،
آنجا ڪه دل، بینقاب میشود
و حضور تو، نزدیک تر از نفس است...
ای صاحب اسرار هستی...
هیچ حادثهای
بیرون از ارادهات نچرخید
و هیچ دلی بیاذنات نلرزید...
تو حڪمت را در تلخیها پیچیدهای،
و شفای جان را در صبرها نهادهای...
من آموختهام ڪه تو را
در «نه»هایت هم دوست بدارم،
ڪہ در هر امتناع،
نشانی از عنایت است،
و پشت هر دری ڪه نبستی،
حضوری پنهان از توست…
ای جانِ جان،
از تو نه برای راحتی،
ڪه برای روشنی میخواهم...
نه برای مسیر هموار،
ڪه برای دلی مطمئن به تو...
بگذار در هر حادثه،
آینهای باشم برای تماشای حڪمت تو،
و در هر غم،
باغی بروید به نام یقین...
آمین، یا ارحم الراحمین…