هرکسی لیاقت عشق یه اسفند ماهی رو نداره
اسفندی که باشی دلت نازکه و زودی میشکنه اما دم نمی زنی و بازم می خندی…!
آسان آب شدم مثل آخرین برف اسفند، در بازوان تو.
ای آنکه میخواهمت شب یلدا مبارک
اسفند ماه تولد آدمای مهربونه مهربون ترین اسفند ماهی تولدت مبارک
قلب من است،ولی در حصار تو
برف همان دوستت دارم های باران است که روی دستان سرد ابرها باد کرده است
چهل زمستان حریف آغوش گرمت نمی شوند
فقط یار من و یار من و یار خودم باش
اولین زمستون با هم بودنمون مبارک
تو این هوای برفی فقط تو می چسبی عشقم
افتاده ام درست ته چال گونه ات پای دلم شکسته و بهتر نمی شود
چه مصر و چه شام و چه برّ و چه بحر همه روستایند و شیراز شهر
نه آمریکا نه تگزاس! زندگی فقط تو شیراز
وقتی طلوعم تو باشی روزهایم با صبح بخیر تو شروع میشود
طلوع صبحگاهت به شادابی باران و روزت به سفیدی برف زمستان
برف میبارد و همه خوشحالند و من غمگین... دارد رد پاهایت را می پوشاند برف!
شهر را برف و بوران برده است اما مرا چشم های تو
با برگ ها نیامدی با برف ها بیا...
بین من و تو هنوز... یه ریز برف میاد... به دیدنم که میای،لباس گرم بپوش
نیامدی... زمستان شد! زمستان ماند! نبودنت طولانی ترین فصل است
من سرما زده را گرم در آغوش بگیر به هوای بغلت بود که سرما خوردم
سرزده باش مثل برف ذوق مرگم کن با آمدنت
من به تو دلگرمم با اینکه برف میاد...