نازت ای دلبر خوش چهره کشیدن دارد
هرچه بلا کشیدم من از وفا کشیدم...
جمعه خودش یک عاشقانه ی غمناک است
داستان من و زیبایی تو یک خط است بچگی کردم و از لای لجن گل چیدم
الهی بمونی برام
تجربه ی اولینها باتو زیباست مثلا شروع همین اولین ثانیههای هر صبح
شب، با واژه ها بخیر نمی شود مگر در کنار ُتو ️️️
به آدماى جوگیر اعتبارى نیس, مثل تگرگِ بهارى که دو دقیقه بعدش آفتاب میزنه اب میشن
نرم نرمک میرسد اینک بهار تف به قبر روزگار |
دنیا خوش است، مال عزیزست و تن شریف لیکن رفیق، بر همه چیزی مقدم است ...
عشقمون دقیقا اونجا کلید خورد که خندیدیو فهمیدم خندت با بقیه فرق داره
نه تنها تو را دوست دارم بلکه تمام ذرات تنم تو را میخواهد
و مرا جز تو دگر هیچ کسی یار نمیشود
گرمای دلمی عشقم
من به پرواز نمیاندیشم به تو میاندیشم به تو که بهتر از اندیشهی یک پروازی
رو سنگ قبر ما بنویسین حسرت کادوی ولنتاین رو دلشون موند
دلیل اینکه ما سینگلیم اینه که خدا فرشته هاشو دست هر کسی نمیسپاره!
از خر شانسی و خر خونی و خر پولی فقط خر بودن خالیش به من رسید.
شرمندتم جوانی تو را چه سینگلانه میگذرانم
یه چند سال دیگه سینگل باشم باز نشسته میشم
خوشبختی یعنی... منو رفیقام همه سینگلیم
به هیچکس اعتماد نکن آبی که امروز بهت جون میده فردا میتونه تو رو غرق کنه...
تو مقدمه و پایان نامه ی قلبمی
الان تو کرواسی عکس اسکوچیچ رو میزنن و زیرش مینویسن عاقبت دعای خیرِ مادر...