متن المیرا پناهی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات المیرا پناهی
یادته ؟.
چی؟
دوست دارم .
دلبر المیراپناهی
درین کبود
در دنیا حسرت دو چیز خیلی سخت
دختری که برادر نداره
مادری که پسره نداره
المیرا پناهی درین کبود
گر گفتمت نیست یاری در فلک
چون چرخ فلک این گونه است
فرهاد با یار آمد و بی یار رفت ازفلک
المیرا پناهی درین کبود
گفتند در بهشت چیست که همه گویند بهشت ؟
گفت مادر
گفت پس حوریای بهشتی چه؟
گفت آن ها همه یک مادرند
همه به عشق مادران بهشت را می جویند .
بهشت بی مادر جهنمی بیش نیست.
راست گویند بهشت زیر پای مادر است.
متنی از مادر
نویسنده:سرکار خانم المیرا...
خداوندا قاب قلب خاک گرفته در سینه ام را به امید تو پاک میکنم.
امید بی پناهان
متن برگرفته از امید الهی: نویسنده خانم المیراپناهی درین کبود.
ذات آدمی اوج انسانیت است .
دگر هر کسی در لباس آدمی انسان نیست ……….
سخن اموزنده از انسان بودن
نویسنده :سرکارخانم المیراپناهی درین کبود.
خداوندا
چه حکمتی بود دختری را مادر کردی
مادری را بی مادر
محبت و عشق را بر دل انداختی …..
درد فراغ را بیشتر…….
متن زیبایی از مادر
نویسنده :سرکار خانم المیراپناهی درین کبود.
کودکی به مادر گفت چه کسانی خوشبخت هستند ؟
مادر گفت:کسانی که ثروتمند هستند.
کودک گفت:پس چرا ما خوشبخت نیستیم.
مادر گفت:چون دل خوش نداریم فرزندم.
(فقرا ثروت ندارند و دل خوش دارند )
(ثروتمندهایی هستن که پول فراوان دارند و دل خوش ندارند..
کودک :چرا خدا دل خوش و...
درد قلبم را به قلم گفتم
بر دل دفتر نهاد
خیس شد دفتر از روی قلم خجل ماندم
دلنوشته : خانم المیرا پناهی درین کبود
آرزوهایم را دفن کردم در ،دفتر خاطرات دلم
چه کسی داند،در هر ورقش چه ها گذشت در این عالم به دلم
عشق و جوانی برفت ،درد فرزند ماند در هر شبانگاه به دلم
مرا به خوشبخت ماندن سوگند دادن وای برمن چه ها آمد بر دلم
شعر :خانم المیرا پناهی...
عمرم با گله از او گذشت
این رسمش نبود بی او گذشت
حیف از من که بی ما گذشت
و در آخر هم در پیری گذشت
شعر :المیراپناهی درین کبود
آموختم هر چه درهای موفقیت را به سمتم قفل می کنند مصمم تر می شوم موفقیت خود را مدیون کسانی هستم که درهای به اوج رسیدنم را می بستن .
همان موقع شروع به باز کردن قفل های در کردم تا به اوج برسم .
پس از مشکلات نترسید هر...
غرورت برای چه ….انسان ……!
فیلسوف هم که باشی در گورستان خوراک مورچگان و سوسک ها خواهی شد …!
ببندیش با خود غرور به چه کسی می اید انسان یا مورچگان …..
تا زنده ای مورچه را له میکنی گر بمیری خوراک مورچه میشوی ….
عدالت را دیدی ….. ؟...