متن غریبانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غریبانه
ای قامت تو قیامت کُبرایی
در خانه خود غریبه و تنهایی
از گریه ی پیوسته تو معلوم است
آئیه ی درد و ماتم زهرایی
یک روز برای تو حرم می سازیم
یک صحن ورواق محترم می سازیم
گلدسته و گنبد و حریمی از نور
در شان تو شاه با کرم می سازیم
آه، ای مرثیهی غریبانهی من...
من،
همانجا ایستادهام
که تو لبخندت را
به باد دادی...
(مجلس رندان)
درآن محفل که بوی خدعه و تزویر میآید
یقیناً مَعرفت، در آن مکان، کم گیر میآید
نمیدانم چرا هرجا که حرفی از وفا باشد
به چشمم چهرههایی مملو از تزویر میآید
مکش بالا خودت را با تزاویر و ریاکاری
که فوّاره پس از بالانشینی، زیر میآید
مباش اهل...
غریبانه پرسه می زنم،
در کوچه های شهر...
هیچ چیز آشنای من نیست؛
جز:
[غم هزار ساله ی تو]!
لیلا طیبی (رها)