سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده ام..
یک نگاهِ توام از نقد دو عالم بس بود....
شعله ایم ، افسردنِ ما تیرگی می آورَد...
قدرت یک زن را دست کم نگیر.
خرابِ باده ی عشقِ تو آبادی نمی خواهد ...
آسایشی که هست مرا، در کنار توست ...
کعبه ی اندوهْ گوئی بیتُ الاحزانِ من است ...
به کسی نِگر که ظلمت بزُداید از وجودت
سَهم من از تو ، فقط پروفایلته
تا برفتی ز برم صورتِ بی جان بودم..
غم پروریم؛حوصله شرحِ قصه نیست ...
خرمن عمر ای دریغ رفت به باد محال ..!
تاخیر تو بر هم زده تنظیم زمان را...
بی تو جانا قرار نتوانم کرد..
در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه...
تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من..
محبوبِ من!_پایبندِ_من_باش_چون_اندوه_...
عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم..
هم خواب خیالت شده ام جای تو خالی...
دوستش داری و از عاقبتش با خبری ...
تو میان خوبرویان مثلی به بی وفایی...
من در سرِ زلف تو بدیدم دلِ خویش..
زلف هندوی تو در تاب است و ما را تاب نیست
گرفتگیِ دلم را سراغ می فهمد...!